صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )

165

كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )

عدم بازگشت و پشيمانى برگذشته و رد مظالم و راضى نمودن كسانى كه بر آنان تعدى كرده است ؛ چرا كه تا حجابهاى معاصى بدين طريق رفع نشود محال است كه باب مكاشفه بر سالك بازگردد . چون اين شرائط را بجاى آورد ، مانند كسى شود كه خود را پاك كرده وضو ساخته و آماده‌ى نماز گشته است كه معراج مؤمن مىباشد . درينجاست كه نياز به رهبرى پيشوا دارد و استادى كه تا دنبال او رود تا او را به راه راست هدايت كند ، و اين كس كه چون ريسمانى برو چنگ بايد زد ، آنگاه لازم آيد كه مريد شرائط مذكور را بجاى آورده باشد و چون چنين كسى را بيابد مىبايست چون نابينائى كه بر ساحل دريا خود را به راهنمائى مىسپارد دنبال او رود ، و در ورود و خروج مخالفتى با او نكند ، و حتى گفته‌اند : « مريد در پيش شيخ خود چون مرده در دست غسال مىبايد كه او را به هر طرف خواهد مىچرخاند و او چون و چرائى نمىكند » ، چرا كه نفع اشتباه استاد بيش از فايدهء صواب خود اوست . اگر استادى چنين شايسته بيابد اوراست كه به قلعه‌ى محكمى كه از رهزنانش در امان دارد بنشيند و اين قلعه پنج امريست كه شاعرى آنها را درين بيت جمع آورده است : صمت و جوع و سهر و عزلت و ذكرى بدوام * ناتمامان جهان را بكند كار تمام گرسنگى بخاطر پاكسازى خون قلب و سفيد كردن آن است كه در نتيجه نورانى مىشود و بخاطر آب كردن چربىهاى سينه تا لطيف شود كه اين كليد مكاشفه است . و اما شب‌بيدارى قلب را جلا دهد ، و خود بيدارى شب نيز نتيجهء گرسنگى است چه با سيرى ممكن نباشد . و خواب بيش از حد لازم قلب را مىميراند و نابود مىكند . و در وصف ابدال گفته‌اند : « خوراكشان به قدر احتياج است و خوابشان وقتى كه بر آنان چيره گردد و گفتارشان آنچه ضرورت ايجاب كند » .